اهورامزدا |
هرگز از مرگ نهراسیده ام
اگر چه دستانش
از ابتذال شکننده تر بود
هراس من باری
همه از مردن در سر زمینیست
که مزد گور کن
از بهای آزادی آدمی
افزون باشد
سوختن، ساختن
جستن، یافتن
و آنگاه به اختیار برگزیدن
و از خویشتن خویش
بارو یی پی افکندن
اگر مرگ را
از این همه ارزشی
افزون باشد
حاشا ،حاشا
که هرگز از مرگ
هراسیده باشم
احمد شاملو



| نخستین اپرای کیارستمی در فرانسه فیلمساز سرشناس ایرانی و برنده نخل طلا کن نخستین اپرای خود را بر اساس یکی از آثار وولفگانگ آمادئوس موتسارت تابستان سال آینده در یک جشنواره معتبر موسیقی در فرانسه اجرا میکند. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، خبرگزاری فرانسه از پاریس اعلام کرد عباس کیارستمی قرار است اپرای "همه آن شکلیاند" موتسارت را از چهار تا 19 ژوئیه 2008 (13 تا 28 تیر 87) هشت بار در جشنواره معتبر موسیقی اکس ان پرونس (شهر اکس در منطقه پرونس در جنوب فرانسه، 30 کیلومتری شمال بندر مارسی) روی صحنه ببرد. |
|
این فیلمساز برجسته که سال 1997 با "طعم گیلاس" برنده نخل طلایی جشنواره فیلم کن شده، درباره تجربه تازه خود گفت: "این تجربهای جدید است که مرا به شدت به تحرک وامیدارد. باید بگویم وقتی نخستینبار درباره این کار با هم بحث کردیم، تصمیم گرفته بودم آن را نپذیرم. چون کار من نبود و احتمالا از پس آن برنمیآمدم." اما ظاهرا کیارستمی به تدریج دریافت که اپرا عاشقانه سال 1790 یک مضمون جهانشمول دارد. او افزود: "همه ما موسیقی خلق میکنیم، اما با ابزار متفاوت. حالا که نظرم تغییر کرده، به این نتیجه رسیدهام که روی صحنه بردن اپرا نباید چندان سختتر از ساختن یک فیلم باشد. محدودیتهای زیادی در اپرا هست، اما اینها مانع ادامه کار نمیشود." کریستف روسه رهبر فرانسوی ارکستر باروک کارگردانی موسیقایی اپرای "همه آن شکلیاند" کیارستمی را بر عهده خواهد داشت و اپرای ملی انگلیس در لندن هم در تولید آن مشارکت میکند. قرار است نخستین اپرای فیلمساز ایرانی بعد از اجرا در فرانسه چند اجرا هم در لندن داشته باشد. کیارستمی این روزها مشغول پیشتولید تازهترین فیلم خود "رونوشت برابر اصل" است. ژولیت بینوش، بازیگر سرشناس فرانسوی، در این فیلم نقش یک گالریدار را ایفا میکند که رویارویی کوتاه او با یک نویسنده بریتانیایی ماجراهایی را برای هر دو طرف رقم میزند. این نخستین فیلم بلند کیارستمی پس از "10" است که سال 2002 ساخته شد. اپرای "همه آن شکلیاند" نخستینبار روز 26 ژانویه 1790 در وین روی صحنه رفت و با اینکه در آن دوران مضمون آن احساسات اهالی وین را خدشهدار نکرد، اما در قرن 19 و اوایل قرن بیستم به کلی نادیده گرفته شد و معدود اجراهای آن هم با یک متن پالایشیافته همراه بود. "همه آن شکلیاند" پس از جنگ جهانی دوم دوباره جایگاه خود را بازیافت، بارها اجرا شد و در فهرست 20 اپرای محبوب منطقه آمریکای شمالی در رده پانزدهم ایستاد. کتاب اشعار این اپرا را هم لورنزو دا پونته نوشت که برای دو اپرای دیگر موتسارت هم کتاب شعر نوشته است. |

مختصری از فریدون فروغی فریدون فروغی خواننده صاحب سبک دهه ی پرتلاطم پنجاه بودکه در مدت فعالیت نه ساله اش انقلابی درموسیقی این سرزمین بر پا کردو بر خلاف جریان آبدر دوران سنت شکنی از دل فیلم های موج نوی سینمای ایران با فریاد هایش توانست پرده های لایه درلایه ی خواب را از چشمان خفتگان بدراندودر فهرست سیاه خوانندگان پر طرفدار قرار گیرد.
فروغیاز جنس هنر مندانی استکه در طول تاریخ یا تاریکی های عظیم و وحشتناک زندگیو جهان را به انسانها نشان داده اند یاروشنایی روشن را.او هرگز خود را مجاب نکردکه شعر هایی کمتر از حد کمال را زمزمه کند.حتی نوع موسیقی به کار رفته در ترانه هایش انگار یک هشدار تکان دهنده است وهرگز برای کسی که می خواهند بخوابانندیا بخواند ودلشان لالایی می خواهد خوش نمی آید...
و...در یک غروب تلخ و سرد بود که خبر سفر ابدیش را شنیدیم. فروغیمرد!خیلی راحت! وبی سرو صدا انگار که هیچ وقت نبود. حجم عظیم ووسیع تنهایی وفراموشی او را در خود هضم کرد و زخمی و دلشکسته و هنوز آواز بر لب جان داد.آنگاه در پای کوههای نه چندان بلند در روستایی که کمتر از ده نفر در آن زندگی می کنند تنها و رانده شده ـ مثل زندگیش ـ خفت و تا ابد از زیر خروار ها خاک سرد ونم دار به شهر شلوغ وپر از دود ودروغ نظاره خواهد کرد...
او طبیعت را دوست داشت وطبیعت او را. سایه ی در ختان بر مزارش است وصدای چشمه موسیقی ازلی و ابدی طبیعت نوازشگر روح توفانی و عصیانی وروحانی اوست:
رویا های من قریه ای ست قدیمی
تو مشتی سایه آما صمیمی
قریه ی من به جای فولاد
چشمه رو می پرستید چشمه رو می پرستید
قریه ی من خوب و صمیمی
دلچسپ وزیباشعری قدیمی
خدای را ناخدای من مسجد من کجاست؟ در کدامین دریا کدامین جزیره؟ ان جا که من از خویش برفتم تا در پای تو سجده کنم. و مذهبی عتیق را چونان مومیائی شده ئی از فراسوهای قرون به وردگونه ئی جان بخشم.مسجد من کجاست؟ بادستهای عاشق ات ان جا مرا مزاری بنا کن.
احمد شاملوزندگی برایم زیبا میشود وقتی تو را زیبا میبینم. بودن برایم معنا پیدا میکند وقتی تو را در کنارم حس میکنم با نفس هایم تو را ذکر میگویم نه ان تویی که دیگران میگویند من خدایی را دوست دارم که موسیقی را افریده تا من او را بیشتر درک کنم خدایی که من را افریده تا خودم او را پیدا کنم وحس کنم اورا.من خدایی را میپرستم که ازادگی را دوست دارد خدایی که احساس من را درک میکند و اعماق روحم را لمس میکند من متنفرم از خدایی که همه چیز را برای انسان سانسور میکندو بر همه احساسات من خط قرمز میکشد و نمی گذارد که من ازادانه راهم را انتخاب کنم وبخواهم وبه این مسئله کاملا اعتقاد دارم که همچین خدایی مطلق وجود ندارد و اگر هم باشد شیطان است شیطان ازادانه و دور از ابهام ذره ذره به سوی تو می ایم تا تمام وجودم با تو انس بگیرد و از هیچ چیز نمیهراسم چون تورا در قلبم حس میکنم در روحم. ودر اخر باجمله ای از احمد شاملو تمام میکنم(هرگز از مرگ نهراسیدم هر چند انگشتانش از دستان ابتذال شکننده تر باری هراس من از زندگی کردن در سرزمینیست که مزد گورکن از ازادی ادمی افزون تر باشد )
نام ترانه:طلوع خونین
شاعر:فرهنگ قاسمی
آهنگساز:قطعه بدون کلام از فیلم جانی گیتار
اجرا :1358
خوش باوران،زحمت کشان در خوابند
شب به دستان بت پرستان بیدار
ای جانبازان،رزمندگان،اکنون کجایید؟
انسانی مرد،انسانی رفت ،آزادی کو؟
یکی آمد با پتک سیاه،پرواز را کشت
ای طلوع خونین از شب، تو بگریز
صبح خونبار،در خون من،با نور آمیز
هم خاک من، هم وطنم،یک،دو...بر پا خیز
شب فرو ریز،با نور آمیز،ای هم صدا!
تو دستات خورشید،بر لب هایت امید
بر دشمن بستیز، بر دشمن بستیز
چشم باز کنیم
در ابتدا و انتهای هرچه تا کنون دیده ایم چیزی خواهیم دید که هرگز ان را ندیده ایم.برویم مطمئنا" به راهی نو خواهیم رسید.نترسیم نترسیدن ما را به حسی خواهد رساند که با همه ی وجودمان نامحسوس است. حسی برتر از زندگی برتر از مرگ ورای قیل ها و تلاش ها ورای سکوت ترس اضطراب. برگردیم مطمئنن در ان چه که دیدیم و شنیدیم و لمس کردیم و در ان چه که احساساتمان بود چیزی تازه تر خواهیم یافت.(شعر از حسین پناهی)بهرام بیضایی باز هم فیلم نساخت...... (لبه پرتگاه )ساخته نخواهد شد توقف تولید فیلم این بار در حالی اتفاق افتاد که نهادهای مدیریتی و نظارتی سینما نقش چندانی در این زمینه نداشتند و علا قمند به ساخته شدن ان برای کمتر شدن انتقادات از خود بودند.به قول او (( تا زمانی که فیلمی از من روی پرده سینما ندیدید باور نکنید که من فیلم ساخته ام))
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|